از شش تا سیزده سالگی:آموختن مذکر بودن
در این مرحله پسر کوچولوی شما بی صبرانه در تلاش برای ورود به دنیای مردان
است. او در تمام مدت و حتی بدون آنکه والدین متوجه شوند در حال الگو برداری
از تمام نمادهای دنیای مذکر است، از ورزشکاران و هنرپیشگانی که در تلویزیون
می بیند تا همسایه ها و دایی و عمو و پدر و پدر بزرگ. همه این مذکر های
قدرتمند می توانند به عنوان مرجعی برای آشنایی بیشتر با دنیای مردانه مورد
توجه قرار گیرند و بدون آنکه تفاوت رفتارهای مثبت و منفی آنها شناخته شود
از سوی پسران در این سنین به عنوان الگو انتخاب شوند.
در این مرحله باید دقت کرد که مادران همچنان حضور خود در صحنه را حفظ
نمایند. ورود به این مرحله به معنای کنار گذاشته شدن مادر نیست بلکه در
واقع پیوستن بیشتر پدر به حلقه ارتباط پسر و مادر است.
معمولاًدر این مرحله جلب توجه پدر یکی از اهداف اصلی در رفتارهای پسران به
شمار می رود. در صورتی که این توجه به درستی به ایشان نشود و احساس کنند که
پدر توجه کافی به آنها ندارد ممکن است برای جلب توجه پدر از شیوه های مختلف و
بعضی وقتها نه چندان خوشایند هم استفاده کنند برای مثال: پرخاشگری،
برداشتن وسایل همکلاسی ها و دیگر مشکلات رفتاری. اگر در این مرحله سنی پدری
حس کند که همچنان در حلقه ارتباطی فرزند- مادر جایی برای او نیست شاید
دلیلش سختگیری بیش از حد، توقعات فراتر از توان پسر و یا ترس پسر از پدر
باشد. در اینصورت پدر حتماً باید برای تغییر شرایط اقدامی اصولی بکند. من
خودم نمونه های را از این موارد دیده ام که در نهایت پدر عصبانی تر از آن
بود که بتواند منطقی فکر کند و به ترمیم روابط بیاندیشد و در ازاء این
پسر هم مذکر دیگری را به عنوان الگوی اولیه خود انتخاب کرده و اینجوری یک
سیکل معیوب به وجود آمده بود و متاسفانه یا اصلاً اصلاح نشد و یا اینکه وقتی
قدمی برای بهبود وضعیت برداشته شد که تا حدی دیر شده بود . به هر حال ....
از آنجا که در این مرحله تصویر ذهنی پسر از خودش به عنوان یک مذکر شکل می
گیرد، نگاه وی به روابط با مادر هم تا حدی دستخوش تغییر می شود. به عبارتی
اگر تا به حال مادر برای پسر به عنوان یک "مادر" همیشه حامی و همیشه عاشق
مطرح بود، در این مرحله پسر کم کم به مادر به عنوان نماد جنس دیگر نگاه می
کند. روابط گرم و خوب و نیز حمایت کننده مادر می تواند اعتماد به نفس کافی
و لازم برای برقراری ارتباط با جنس مخالف را در سنین بعدی به وی بدهد.
بنابراین اگر مادران در این مرحله سنی به تصور آنکه پسرشان دیگر بزرگ شده
است در بیان و ابراز محبت خود به وی امساک کنند و یا سعی کنند برای جلوگیری
از لوس و یا بچه ننه شدن پسرشان با او سردتر برخورد کنند ، پسر نمی تواند
در زمان خود روابط عاطفی سالمی را برقرار کنند.
مهمترین وظیفه والدین در این مرحله پیدا کردن و در اختیار گذاشتن الگوهای
مناسب مردانه است. مادر باید حامی باشد و پدر با فرزند پسر خود در «مرد
شدن» مشارکت کند. شاید یک معلم مرد شایسته بتواند الگویی خوب باشد.
مسئله مهم دیگر تاثیر پذیری بسیار پسر در این مرحله از دوستان و همکلاسی ها
است. برای خنثی کردن این حالت بهترین شیوه گذراندن اوقات لذتبخش با هم است.
ترتیب دادن برنامه هایی که در طی آن پسر بتواند به همراه پدر در آن شرکت
کند و از آن لذت ببرد یکی از بهترین راههای کنترل تاثیرات محیطی است.

سلام .ما امروز مفهوم ضرب را کاذر کردیم .خدارو شکر بچه ها عالی کار کردن ومن از روند کار همه ی ان ها بشدت راضی بودم.برای فردا با اونها ضرب رو خ خ مفهومی کار کنید.برگه ریاضی که دادم بهشون روحل کنن.املا شب درس جدید. و دیگه اینکه کلمات ستاره دار درس ششم معانیشو از اخر کتاب پیدا کنن و بالای هر کلمه بنویسن. با تشکر
شگفتا
وقتی که بود نمیدیدم وقتی میخواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند! چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد ومی خواند و می نالد ,تشنه ی آتش باشی نه آب و چشمه که خشکید چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخارشد و به هوارفت و آتش کویر را تافت ودرخود گداخت واز زمین آتش روئید و از آسمان آتش بارید تو تشنه ی آب گردی نه تشنه آتش و بعد : عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت !
خدایا : آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز تا همه یقین هائی را که در من نقش کرده اند , بسوزد ! و آنگاه از پس توده این خاکستر , لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی , شسته از هر غبار طلوع کند
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.
زندگی چون گل سرخی است
پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.
/a>